دنیا بدون عشق

از دست دیگران به کناری گریختم
از دست خویشتن به کجا می‌توان گریخت؟
(یاسر قنبرلو)

 

وقتی که عشــق از دل مــن نـاگـهــان گریخت
هم جان گریخت از من و هم استخوان گریخت

من ماندم و لـَـشی که سزاوار خاک بود
اما نه ! خاک هم نپذیـرفتــمان، گریخت‌ !

دنیــا بدون عشـق نـه جای سـکونـت اســت
چشم و چراغ و روشنی از این جهان گریخت

شک بــس‌کـــــه زخـــم زد بـدن اعــتــقــاد را
ایمان شکست خورد و سپس بی‌امان گریخت

در نـنـگ از شـراب تو -مرگـا !- گزیر نیـسـت
سقراط نیست آن که از این شوکران گریخت

                      - - - -

ای دل! اگر غریب شدی شکر کن که گاه-
تنها به کنج ِ خلوت خود می‌توان گریخت.

 

{مهدی خلیلی
        مرداد ۹۳ }


پانوشت: (این پانوشت در تاریخ دو بهمن نود و سه افزوده شد)
بیت آخر این غزل پیش از این چنین بود: «گیرم ز دست خلق به کنجی گریختم/ از دست خویش‌تن به کجا می‌توان گریخت؟» که بعدا متوجه شدم که یاسر قنبرلوی عزیز دو سه سال پیش از من چنین نوشته: «از دست دیگران به کناری گریختم/ از دست خویشتن به کجا می‌توان گریخت؟»، و من قطعا این بیت را پیش از نگاشتن غزلم خوانده‌ام. پس از این‌که متوجه تاثیر ناخودآگاه بیت خوش‌ساخت ایشان بر غزل نحیفم شدم، بیت آخر را جای‌گزین کردم، و با توجه به تاثیر روشن بیت ایشان بر وزن و ردیف غزلم، آن را در ابتدای غزل ذکر می‌کنم.
ضمنا بیت جای‌گزین‌شده در مدت اندکی ساخته شد و ممکن است دوباره جای‌گزین شود!

/ 9 نظر / 27 بازدید
zinat

مهدی شما خیلی خوب از عشق مینویسی عاشقانه هات دوست داشتنی هست [دست][گل][گل] ضمنا خوشحالم که اولین کامنت از منه اصلن یه احساسیه ها نمیدونی[رویا]

آهو

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست ...

حیدر

خم می شوم به پیش تو اما تو می روی چون تیر مهلکی که زدست کمان گریخت به به آقای خلیلی. شما کجا این جا کجا. اطلاع رسانی می کردی زودتر از اینا خدمت می رسیدیم !

ا.ت

خیلی هم عالی مهدی جان، درود به رسم رفاقت چند نکته فقط: شعرت خیلی خوب بود و ابیات قشنگی داشت، به نظرم فقط بین بیت سه و چهار جای یک بیت خالی بود و ارتباط بین سه بیت اول و سه بیت دوم میشد بهتر شکل بگیره شک بـــــس‌کـــه زخـــم بـر بـدن اعتـقــــاد زد ایمان شکست خورد و سپس بی‌امان گریخت این بیت رو خیلی خوشمان آمد، مصرع اولش منو یاد این از محمدعلی بهمنی انداخت: زخم آنچنان بزن که به رستم شغاد زد/زخمی که حیله بر جگر اعتماد زد :-) شاید خیلی بیربط یک ایراد ملالغطی هم اینکه برای نوشتن علامت سوال و تعجب بعد از کلمات نیاز به استفاده از فاصله نیست ! :-) دوستت دارم شاعر بمانی

فروردین

گر پای به در می‌نهم از نقطه شیراز ره نیست! تو پیرامُن من حلقه کشیده با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد رفتیم دعاگفته و دشنام شنیده روی تو مبیناد دگر دیده ی سعدی گر دیده به کس بازکند روی تو دیده... آفرین حاجی جان موفق باشی [لبخند]

علی ربانی

سلام حاج مهدی چطوری؟ بابا بیا به کوه ها بگریزیم از دست این دنیا!!!! اومدی تهران بیا یه برنامه کوهنوردی مشت دارم واست! الان تو اوج آمادگیم :)) راستی شعرت نشون میده حسابی خسته ایه!!!‌:)))))

یاسر قنبرلو

مهدی جان سلام برادر جایی این بیتم را نوشته بودم که : از دست دیگران به کناری گریختم از دست خویشتن به کجا می توان گریخت بعد دوستی ادرس اینجا را داد و متوجه شدن که بله ... نمیدانم منو میشناسی یا نه ولی اگه.به فیسبوکم مراجعه کنی یا توی گوگل سرچ کنی این بیت رو در صفحاتی با قدمت دو سه سال خواهی دید انتظارم از شما رعایت امانت داری ست تا برای هیچ کدوممون سوء تفاهم و کدورت پیش نیاد .. موفق باشی عزیز

یاسر قنبرلو

مهدی جان سلام برادر در صفحه ی اینستگرامم این بیتم را نوشته بودم : "از دست دیگران به کناری گریختم از دست خویشتن به کجا می توان گریخت" بعد دوستی ادرس اینجا را داد و متوجه شدم که بله ... نمیدانم منو میشناسی یا نه ولی اگه به صفحه ی فیسبوکم مراجعه کنی یا توی گوگل سرچ کنی این بیت رو در صفحاتی با قدمت دو سه سال خواهی دید انتظارم از شما رعایت امانت داری ست تا برای هیچ کدوممون سوء تفاهم و کدورت پیش نیاد .. این هم آدرس جایی که باری اولین بار این بیت رو منتشر کردم : https://www.facebook.com/photo.php?fbid=527298514016901&set=a.130438907036199.35111.100002102703319&type=1&theater متاسفانه یا خوشبختانه همون موقه با اقبال مواجه شد و بارها صفحات طراحی و گرافیکی مثل "حدیث بندگی" و "نشر شانی" و "شعرهای کوچک" و ... در فیسبوک از روی این بیت عکس کار کردن و منتشر کردن امیدوارم این قضیه حل بشه و مجبور به دفاع از خودم در صفحات اجتماعی نباشم ... موفق باشی عزیز

یاسر قنبرلو

کامنت اول رو با گوشی گذاشتم احساس کردم ناقصه کامنت دوم رو از لپ تاپ با اطلاعات تکمیلی جهت روشن کردن موضوع فرستادم ...