ز من بگذر

ز من بگذر که من درد فراوان دارم اما تو..
زمستان است و روحی سخت عریان دارم اما تو..

لب خندانم آگاه از نهان دردمندم نیست
دلی مانند سیر و سرکه جوشان دارم اما تو..

درونم گاه جن‌ها رفت و آمد می‌کنند، آری-
به این افسانه‌های کهنه ایمان دارم اما تو..

بپرس از رخت‌خوابم قصه‌ی کابوس‌هایم را
شبی بیدار و روزی غرق هذیان دارم اما تو..

اسیر نقشه‌ای ناجور و نظمی ناهماهنگم
درون خود خیابان‌های تهران دارم اما تو..

من اقیانوس آرامم به نامم دل نباید بست
هزاران باد طوفان‌زای پنهان دارم اما تو..

تمام عمر طی شد پای پرسش‌های بی‌پاسخ
سری از جست‌وجو رنجور و حیران دارم اما تو..

رگم را می‌زنم گر زندگی در مرگ من باشد
دمی سرد و خیالاتی پریشان دارم اما تو..

تو آرامی و زیبایی و من هم دوستت.. ( دا ) من بکش از من که من درد فراوان دارم اما تو..  


{مهدی خلــیــلی
           پاییز ۹۲} 

/ 9 نظر / 21 بازدید
علی حسنی

سلام حاج مهدی فوق العاده بود...

علی کوچولو

بسیار شده که آمدم نز تو اما تو....... یعنی یه توک پا بیاین پیش ما اون پایان نامه نابود میره؟؟؟ ( میره به زبان مشهدی = mere)

اکبر

سلام حاج مهدی ایول خیلی حال کردم. اقا پایان نامه رو دیر تموم کن تا شعر بیشتر بگی . این شعرها از اون بحث ها دل به مراتب بهتره :)

احسان

سلام. به به.

خسته

به شبها مختضر خوابی و بعد از ظهرها چرتی کمی هم خستگی در این تن و جان دارم اما تو ... بسی فیض رفت. مستدام باشید.

حیدر

سلام بر غواص دریای علم و ادب. بسیار شعر زیبا و خوبی بود خصوصا بیت 5و 6

آن خروسکی که به گله مرغان پیوسته!

آقا ما طالب زیارتیم اما تو...

علی س.

سلام در شعرت از غافل‌گیری زیاد استفاده می‌کنی، حرف‌هایی میزنی که آدم انتظارشان را ندارد! خوبه، می‌پسندم! البته اینکه کلا هم با عالم شعر و شاعری رابطه داری غافلگیرم کرد!